خاک سرخ

اشعار و متون ادبی به قلم مهدی جابری

قاتلِ خاموش !

  

 

 

     خیری نیست 

     در خُرده فرمایشِ دستهایت ،

     ... بی هوا 

     می خواهند 

     نفسِ احساسم را بند بیاورند ! 

 

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 10 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 11:57 ب.ظ | نویسنده: مهدی جابری | چاپ مطلب
نظرات (9)
جمعه 11 آذر‌ماه سال 1390 02:45 ق.ظ
الهام
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
قلمت زیباست..
جمعه 11 آذر‌ماه سال 1390 10:03 ق.ظ
خودم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
دلم همیشه واس احساسم سوخته چون تاوان همه چی رو میده
بنابراین عقلم نقشه قتل احسامو کشید
نوشتهای توصیفی زیبایی دارید
جمعه 11 آذر‌ماه سال 1390 10:26 ق.ظ
خودم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام و صبح شما هم بخیر
مرسی بابت لینک
ولی چرا وب شما تو گوگل کروم مشکل داره
فونتاش بهم میخوره
فک کنم قالبتون دچار اشکال شده
پاسخ:
فونت utf-8 رو از قسمت view انتخاب کنید درست میشه انشا ا..
جمعه 11 آذر‌ماه سال 1390 11:38 ق.ظ
ماهور
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام دوست گلم خیلی قشنگ مینویسی من عاشق اینجور متنام وممنون از حضورت در وبلاگ این حقیر امیدوارم بازم بهم سربزنی اگه مایل به تبادل لینک هستی خبرم کن فدای دوست خوبم
جمعه 11 آذر‌ماه سال 1390 12:28 ب.ظ
غزل
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام.
هم قالب وبلاگتون زیباست هم قلمتون.
هنر اینه.که با کلماتی ساده موضوعی که شاید بارها به ذهن همه رسیده رو انقدر زیبا و لطیف در قالب ادبی ارائه میدید. موفق باشید.
جمعه 11 آذر‌ماه سال 1390 07:43 ب.ظ
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ممنون از پیامتون.ویلاگ خیلی قشنگی دارین.ممنون که وقت گذاشتین اون همه نوشتین واسم.خیلی قشنگ بود
شنبه 12 آذر‌ماه سال 1390 12:26 ق.ظ
مریم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
من انگیزه دارم.انگیزمم خیلی بزرگه...چون که هدفم بزرگه...من از دیدن اینکه یه بچه ی کوچیک واسه سرطان یا هر درد دیگه ای جلوم جون بده و نتونم واسش کاری کنم متنفرم...از اینکه می بینم اگه بخوام می تونم یکیرو که شاید خونوادش واقعا به حمایتش احتیاج داشته باشن از مردن نجاتش بدم ولی این کارو نکنم متنفرم.هیچکی دلیل بودنشو خودش انتخاب نمی کنه.خدا واسه ی همه دلیلو انتخاب می کنه و ما فقط باید سعی کنیم که مایوسش نکنیم.من هدفمو می دونم.واسه هدفمم انگیزه دارم.واسه رسیدن بهشم شده هر کای می کنم.این اصلا مهم نیس.واسه اینه که می گم می خوام شجاع و قوی باشم مثل امام حسین تا به هدفم برسم.چون عاشورایی بودن به دله نه به خونی و مالی کردن سینه و سر و ادا درآوردن و پاچه خواری و تظاهر...هدفم از پستم فقط این تیکه ی آخر بود..

ممنون بازم از پیامتون و اینکه لینکم کردین منم شمارو لینک کردم ولی اولین لینکمین از سال فک کنم ۸۷!
شنبه 12 آذر‌ماه سال 1390 01:23 ق.ظ
لیلا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
*دل که تنگ باشد
دیگر مرد و زن ندارد
اشک می دود تا گوشه چشمانت
و سُر می خورد روی گونه ها
دل که تنگ باشد
تنهایی اتاقت را با خدا هم تقسیم نمی کنی

شنبه 12 آذر‌ماه سال 1390 01:25 ق.ظ
لیلا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
ببخشید که دیر به دیدنتون میام
کم سعادتم دوست شاعرم
مدتیست که حس نوشتن ندارم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد