X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

خاک سرخ

اشعار و متون ادبی به قلم مهدی جابری

خطر کردم !

     یک بوسه خطر کردم دیدم ثمر آن را
     تکرار نگردانی  ، !...  از سود ضرر کردی 

 

     آخر تو چه می دانی ای دلشده ی عاشق
     درعشق تو حیران شد این دل که خبر کردی 

 

     با ماه رخت بودم سر در یقه ی خود بود
     رسوا شده ام حالا چون عزم سفر کردی  

 

     هر شب منِ مجنون را مست از غزلت کردی
     شعر و غزل و ما را از زیر ، زبَر کردی 

 

     راوی ی گُـلِ عشقی ، شاگردِ تو می مانم
     چون درس نمی دانم ، پیمانه به سر کردی
 


تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 15 دی‌ماه سال 1390 ساعت 08:44 ق.ظ | نویسنده: مهدی جابری | چاپ مطلب
نظرات (3)
پنج‌شنبه 15 دی‌ماه سال 1390 10:15 ق.ظ
یغای
امتیاز: 0 0
لینک نظر
از عمق درد معاصر
تا میهمانی کوچک کنجشک ها
...............
پنج‌شنبه 15 دی‌ماه سال 1390 10:02 ب.ظ
عاطی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بوسه مگر چیست ؟
فشار دو لب
آنکه گناه نیست چه در روز و چه در شب !

سلام . چرا خطر؟
پنج‌شنبه 15 دی‌ماه سال 1390 11:47 ب.ظ
خوابگرد
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام وبلاگ شما رو نمیتونم باز کنم
اگر هم باز میشه فونت ها در هم ریخته میشه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد