X
تبلیغات
زولا

خاک سرخ

اشعار و متون ادبی به قلم مهدی جابری

چشم هایم شرجی ی نگاه توست !



     دو چشمِ شرجیم دلتنگ و خسته ست

     درون قایقی تنها نشسته ست


     وَ( ا)زَ( ا)مواجِ نگاهت می هراسد

     کمر بندِ نجاتش را گسسته ست !



تاریخ ارسال: جمعه 23 دی‌ماه سال 1390 ساعت 03:06 ب.ظ | نویسنده: مهدی جابری | چاپ مطلب
نظرات (5)
دوشنبه 26 دی‌ماه سال 1390 02:20 ب.ظ
رضا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
درود بر شما...
دوست گرامی مهدی جابری... ما یک دوست داشتیم در دوران دانشجویی که هم نام شما بود با اشتیاق صفحه شما را باز کردم شاید نشانی از او بیابم ... اما مشخصات شما نشان از یک تشابه اسمی داشت .... مطالب شما را هم خواندم زیبا سروده بودی .. ما هم گاه گاهی که خدا پس کله مان می زند یک چیزهایی می نویسیم ...
حوصله کردی به ما هم سر بزن ....
پیروز باشی
سه‌شنبه 27 دی‌ماه سال 1390 08:14 ق.ظ
اعظم گلیان ( ماهور )
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام جناب جابری ارجمند
خوشحالم از خوانش اشعار زیبایتان
همواره مسرور باشید و با مهر قلم همراه
چهارشنبه 28 دی‌ماه سال 1390 10:56 ب.ظ
دلنواز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عزیزم ببخشیدکه اینقدردجواب دادم


عشق مرا در نگاهت تیره و تار مکن ، ای مهربان
نور چشمانت را برایم خاموش مکن، ای مهربان

من سوخته ام از این شرار عشق، تو مرا دریاب

خرقه پوش از این باران عشق شدم ،تو مرا دریاب

قفل سنگین قلبت را برایم باز کن، ای نازنین

شعر سپید عشقت را برایم آغاز کن، ای نازنین

می خواهم تو را، در این لحظه های سخت با من باش
می گذارم نام تو را، در این سینه ی سبز با من باش


تو آن ستاره ی درخشان در سینه ی عاشق منی ، میدانی
تو آن زورق غریب اندیشه ی ذهن عاشق منی، میدانی

می گریزم از افسون دبده ی پر مهرت، ای جانان من
می شتابم به سوی ان قلب خفته ومهربانت، ای جانان من....
مردم طعنه ها زدند و گفتند از این عشق پر شرار من
زآن آتشی فکندند در این قلب بی قرار و بی ریای من

بهر فریب آنان نام تو را هرگز بر زبان نیاوردم دگر
می ترسم از این فریب جانسوز که من تو را نیابم دگر

می روم تا ساحل آرام عشق یابم تو را، شیرین جان

می سرایم لحظه های عاشقی خوانم تو را،شیرین جان

میروم بی شک در این راه تو را می بویم ای دلدار من
غم هجران تو را همراه خود می سازم ای دلدار من

پنج‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1390 12:44 ق.ظ
خودم
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آخی اینجوری که خیلی بد میشه
همه جریمه میشه و هم جونش به خطر میافته
پنج‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1390 12:51 ق.ظ
فرزین کشاورز
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام استاد جابری
زیبابود
به قول بهرام خزایی شما نیز به مهمانی دلم دعوتید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد