خاک سرخ

اشعار و متون ادبی به قلم مهدی جابری

از نامه هائی که هیچوقت ننوشتم ! ( 13 )

  


  چیزی درین میان لنگ می زند

  چیزی مثل پای دودِ سیگارم

  روی پنجره ی اطاق ...


  مثل راه رفتن دست های بی حس پر از سوال

  مثل حکاکی ی دیوارسالها به یادگار

  مثل لمس هوای بی عطر و ماندگار

  مثل نگاه پرازتشویش علاقه ام

  بر تعویض خاکستردان خاطرات

 

  چیزی درین میان لنگ می زند

  مثل تاب خدا

  که سوار نمی کند مرا

  بی دعای تو

  در نفس های طولانی ی هنگام خواب

 

  چیزی لنگ می زند

  مثل خنده های زورکی ام ... درین میان

  به بازی ی ... روزگار !


تاریخ ارسال: دوشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 02:03 ب.ظ | نویسنده: مهدی جابری | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد