X
تبلیغات
رایتل

خاک سرخ

اشعار و متون ادبی به قلم مهدی جابری

و جز او هیچ کسی صاحبِ جانم ... که نشد !


خواستم تا که بمانی بَرِجانم که نشد 

بشوی مونسُ یارِ دو جهانم که نشد


و فریبم دهد آن نرگسِ چشمت به غلط

تا که باور کنم او را به گمانم که نشد


گفته بودی که بریزی زلبت تا به ابد

مزه ی شهدُ شکر را به دهانم که نشد


همه تن خواستم از قلبُ نگاهت که دمی

عشق جاری بشود در شریانم که نشد


ببرد بند ز بندم به هوای سرِ تو

و به سرمنزلِ بی نام و نشانم که نشد


این عجب نیست اگر کارِ دلم سخت شده

چو خدا نیز هوس کرد بدانم که نشد


دل فقط نزد خدا هست درین صحنُ سرا

و جزاوهیچ کسی ....  صاحبِ جانم که نشد


مهدی جابری


لینک ثبت اثر

http://shereno.com/10091/28690/493973.html

تاریخ ارسال: جمعه 29 دی‌ماه سال 1396 ساعت 10:34 ق.ظ | نویسنده: مهدی جابری | چاپ مطلب
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد